من از یک شکست عاشقانه می آیم. بگذار همه برای این اعتراف تلخ

 سرزنشم کنند.سرزنش هایشان را خواهم پذیرفت به بهانه تولد حقایق

 غم انگیزی که درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند .شکست ن

ه برای پنهان کردن است و نه بهانه پنهان شدن.

آری من شکست خویش را از بلندای بلندترین قله ها و با صدایی هر چه

 محزون تر به محزونی آواز نی لبک چوپان پهن دشت بی انتهای تنهایی

 فریاد خواهم زد.

نشان عشق چیست؟(شعر)

میگویند از طلوع صبح بنویس و نیز از آفتاب. ومن چگونه از خورشید

 بنویسم زمانی که باران غم هجران تو پی در پی بر پنجره چشمانم

 میزند .

پس از آن روز جدایی و فراق به دل بیقرارو بیچاره ی خود گفتم که باید

 نفش شکستی تلخ و تیره را در خاطرات سپید خود با رنجی تیره تر

 آذین کند.

آه ای مریم من ، ای مریم شبهای تارم ، ای تمامت هم خوبی  و ای

 وجودت همه یاس ، بی تو همچون فاخته ای در زمستانی سرد،

 بنشسته بر شاخه درختی فرد چشم به راه آشنایی از دیار

 غریبستانم.



تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۰/۱۰/۰۱ | 11:56 AM | نویسنده : مسعود |