سلام

بعد 5سال رمزم یادم اومد و برگشتم اینجا،

دلم برای دوستای قدیمیم و اون زمانا تنگ شده...

امیدوارم حال همشون خوب باشه...

اینجا امن ترین مکان برای نوشتن و خالی کردن خودمه...

.

بعضی روزها...

دلم می خواهد پنجره را باز کنم ،

لطافتِ بِکرِ ابرها را با لبخندهایِ از تهِ دلم هم بزنم ،

چشمانم را ببندم و تصمیم هایِ خوب بگیرم...

بعضی روزها ، از همان گرگ و میشِ صبحش ،

حالِ من خوب است …

آن قدر خوب

که مادرم برایم اسپند دود می کند ،

و همه ی گنجشک هایِ رو به روی پنجره ؛

“کور” می شوند...



تاريخ : جمعه ۱۴۰۱/۰۱/۱۹ | 4:6 AM | نویسنده : مسعود |